محمد تقي جعفري
9
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
و كارى كه انجام مىدهد ، كارى ندارد ، بلكه او مىخواهد زمين را تا آنجا كه قدرت واختيارش اجازه مىدهد ، بارور بسازد . نوع ششم - ورشكستگان محيط و اجتماع هستند و مانند كسى كه از برون رانده شود ، به درون مىگرايند و براى اشباع حس جهان شناسى وجهان يا بى خود خلوتى در درون به وجود مىآورند . به هيچ وجه نمىتوان اين نوع درون گرايى را منكر شد ، اگر به خاطر داشته باشيم در آغاز مبحث اين قضيه را به عنوان اصل قابل لمس قبول كردهايم كه فعاليت وتموج وجريان استمرارى روح چيزيست كه همگان آن را در درون خود مشاهده مىكنند . اگر اين فعاليت استمرارى در بيرون با شكست رو به رو شود ، به طور طبيعى در درون صورت خواهد گرفت . و اين هم اصل ديگرى است كه هر اندازه قدرت انديشه وتجسيم وتخيل والهامات اكتشافى شخص رانده شدهء از جهان برونى عالىتر باشد . به همان اندازه درون نگرى ودرون گرايى او بيشتر وقوىتر خواهد بود . ولى همين مسئله كليت ندارد ، زيرا شكستهاى ضربهاى اگر روح ناآماده را مختل نسازد ، حد اقل افسرده وپژمرده اش مىكند ونيروها وفعاليتهايش را خنثى مىسازد ، نه اين كه موجب جوش وخروش درونى گردد . مخصوصاً كسانى كه جهان برونى وتماسهاى مثبت ومفيدش مورد اشتياق جدى آنان بوده باشد در اين صورت شكست بيرونى به شكست درونى هم منجر مىگردد . درون گرايى ودرون نگرى جلال الدين از كدامين نوع بوده است ؟ با نظر به هيجانات شاعرانه واحساساتى عميق جلال الدين در ديوان شمس تبريزى و با نظر به عظمت وعمق وابداعات علمى وفلسفى واخلاقى ودينى وعرفانى جلال الدين در كتاب مثنوى و با نظر به گفتارهاى طبيعى او در فيه ما فيه اين حقيقت جاى ترديد نيست كه درون گرايى جلال الدين نه از نوع يكم است كه